به صفحه نخست سایت هنری احمد باباحاجیانی (نادر) خوش آمدید




پرکشیدن:
خوشا نقاش بودن،پَر کشیدن * اگرچه با دو چشم ِ تر کشیدن
کِشى آن پَر،چو پرهاى پرنده * بدان پر،سوى دلبر،پَر کشیدن
همى ارزد براى دیدنِ یار * به هر رَوزن،به هر در،سر کشیدن
رسى وقتى به مقصد،در برِ یار * ز دستِ او،شرابى سرکشیدن
نشینى پیشِ او،محوِ جمالش * مَهِ رخسارهاش،از بر کشیدن
رُخى زیباتر از ماهِ رُخش نیست * چرا باید رُخى دیگر کشیدن؟!
میان دلبران،چون بهترین است * سعى باید،رُخش بهتر کشیدن
نه با رنگ و نه با روغن،که باید * جمالِ او به آبِ زر کشیدن
اگر هم،آبِ زر پیدا نگردید * به آبِ زمزم و کوثر کشیدن
دَهى بر دلبرت،آنچه کشیدى * دوباره بهرِ خود،از سر کشیدن
بوَد هر لحظه،هر دَم کارِ «نادر» * چو مجنون،نازِ آن دلبر کشیدن

